
از هند تا خراسان
زنده و مرده ی ما
(به مناسبت درگذشت استاد محمد اشرف سربازي)
اشرف سربازي رفت و اين بار براي هميشه رفت.
اشرف هميشه مي رفت همچنان كه يك كولي ؛ يك رونده ي پشت دارِِاصيل . كه رفتن اش به حكم سرنوشت ، از مادر زادي رقم خورده بود ،
او مي رفت بي كوله ي رگ بندي حتي . تنها با جفتي پاي افزار ؛ و كيفي انباشته از كاغذ و مطبوعه و دست نوشته ؛ ويك بوكس سيگار زرواين همه اسباب سفرش بود كه دردست،ايستاده بود كنار خط راهي آنرا نه بدايت، نه نهايت پيدا.
صورتش دو تيغه ساييده بود وگونه هايش گل افتاده واطمينانش كوه وار ،وچون به غبطه بر آن صلابت جليل مي شكستي؛ ودر آن طراوت لطيف رها مي شد ي نگاهت مي دويد وسمند خيالت نمي رسيد. و او ،كه خود آهويي گريزنده بود و اعتناي به آن شيفتگي خود انگيخته نداشت، نگاه آفتابي اش را از پشت عينك يله كرده بود در فرادست هاي افق. و حرف حرف دلش را از ميان باز دم هاي دود آلودش بيرون مي داد. و تو اگر بخود بودي مي گرفتي و گر نه تنها ، عشق مي ورزيدي .
اشرف، فقير و شريف و خرسند بود ؛ با همين سه زيست ؛ و با همين سه رفت . بخل بخيلان امان نداد كه به قدر جرعه أي به گُنجه ي گلويش حتي ، بهره أي برگيرد . با اين واقعيت ، هيچگاه به دريوزه دست نيازيد . دور و منزه و مبرّا زيست و همچنان فقير و شريف و خرند رفت .
پس از مرگش،آنانكه مرده اش را دوست تر دارند ، پاچه بالازده ،بودجه أي درخواست كرده اند كه (همايش بزرگداشت استاد محمد اشرف سربازي ) برگزار كنند .حال آنكه ، دوستي كه از آن طرفها آمده بود مي گفت ، كمي پيش از مرگ او ، عده أي از مو سپيد كردگان عرصه ادب و هنر ، نزد مرشد امور رفته ، امكاني خواسته اند كه مجلس بزرگداشتي براي اشرف بگيرند ، و آن مرشد گفته :
ـ ولي ايشان كه هنوز نمرده. مرده؟
ـ نه الحمدلله هنوز زنده اند .ولي…
ـ تمام شد رفت .براي ادم زنده كه كسي حلوا نمي پزد. می پزد؟
تلخي واقعيت درست همينجاست .
گاه بزرگ ـ ي را بزرگ مي دارند . زيرا كه جود و كرامت وجودش را به درستي قدر مي شناسند . و اين خوب است.
گاه به طمع آش پشت پاي ، مُرُ لَقاي كسي را به هر تقدير تحمل مي كنند . كه همين هم بهتر از هيچ است .
اما گاه ، كساني وقاحت را به آنجا مي رسانند كه مي گويند : مُرّ لقايت خير . حلاوت حلوايت را قربان !
و اينجاست كه پاچه و آستين بالا مي زنند . پول كلاني را كه مي توانست مستمري سالها آوارگي او باشد، يكجا دخل مي كنند . كه حلوا كنند و به كساني بدهند كه پشت گوششان را هر شب و هر روز پيش چشم دارند .
از اين چنين جهاني بود كه اشرف ما به سلامت جَست.
خوشش باد.
واحد برهاني